تبلیغات
دانستنیهایی مفید ازهمه جا ،از همه چیز ،برای همه - بوم شناسی شهرسوخته
  • تعداد مطالب :
  • آخرین بروزرسانی :
  • تعداد افراد آنلاین :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :

entry بوم شناسی شهرسوخته

شهرسوخته


ح، بوم شناسی

بررسی های مقدماتی شهر سوخته، مساحت كل این محوطه را 151 هكتار برآورد كرده است كه قریب 21 هكتار آن قبرستان و بقیه آثار ساختمانی، مسكونی، خیابان و اماكن صنعتی است. فعالیتهای كشاورزی در تراس نیمروز و برشهای عرضی با تیغة تراكتور در این نواحی و محوطه‌ی شهر سوخته آثار باستانی با شن و گل تراس طبیعی مخلوط است. بررسیهای گیاه شناسی نشانه‌ی رواج كشت سبزی و گیاهان قابل پرورش در شرایط جوی هزاره‌ی سوم است.

 

امروزه نزدیكترین زمین های قابل كشت از شهر سوخته حدود 20 كیلومتر فاصله دارند. و گیاهانی مانند جو ، گندم، و خرما در آن شناسایی گردیده اند. درختان در كناره های كانال ها روییده اند و در واقع همه‌ی اشیای به دست آمده از شهر سوخته از چوب درختان موجود در منطقة همانند گز و نارون تهیه شده اند. با توجه به استخومان به دست آمده‌ی جانوران مختلف می‌توان گفت كه دامداری و شكار نیز در این شهر رواج مكامل داشته است. بر اساس آمارهای موجود از 90 درصد این استخوانها 21 درصد متعلق به گاو، 45 درصد متعلق به گوسفند و بقیة آنها مربوط به بز و غزال است. جانوران دیگری كه از گوشت آنها استفاده می شد عبارتند از ماهی، انواع پرندگان ، جانوران قابل شكار و شتر. استخوان، پشم و فضولات به دست آمده ، بیانگر استفاده های متنوع از شتر در شهر سوخته در 3000 یال ق.م. و تأمین مواد سوخت وپارچه است. گردن حیوانها معمولاً طوری شكسته است كه به نظر استخوان شناسان نشانه ای از ذبح آنها می باشد. ساكنان شهر سوخته با شكار و احتمالاً فروش یا مبادله‌ی حیوان آشنایی داشته اند. هزاران سنگ چخماق «نوك تیز» زو بینی و تیر و كمان مخصوص شكار كشف گردیده است. جانوران دیگر كه تا كنون در این كاوشها استخوانشان شناسایی شده عبارتند از: غاز،مرغابی، زغن، درنا، قو، القوت، قره غاز، پلیكان، بزغاله وحشی، گاومیش، بز، آهو، گورخر، ماهی، موش و سوسك. لیست فوق تنها شامل حیوانهای آزمایش شده است و گرچه تا كنون در شهر سوخته استخوان حدود 50 نوع پرنده شنماسایی گردیده كه گوشت برخی از آنها خوراكی است ولی تنها استخوان دو نوع ماهی (از خانواده كپور ماهیان) پیدا شده. با اینحال مصرف ماهی در طول هزاره‌ی سوم در این شهر زیاد بوده است. یكی از این ها خانواده‌ی و دیگری مخصوص آبهای نواحی كوهستانی است و امروزه نیز در دلتای رود هیرمند صید می شوند و در بازارهای سیستان و بلوچستان حتی تهران به فروش می رسد.

استفاده از تخم پرندگان نیز به منظور تغذیه معمول بود و هزاران قطعه از پوسته تخم پرندگان در آنجا به دست آمده و شكار پرندگان و گاو داری در حاشیه‌ی شرقی و كشاورزی در اراضی كنار دلتای هیرمند صورت می گرفته است. بنابراین می توان گفت كه اقتصاد شهر سوخته اقتصادی محلی و خود كفا بوده زیرا وظیفه‌ی توزیع محصولات در سیستان را این شهر سوخته اقتصادی محلی و خود كفا بوده زیرا وظیفه‌ی توزیع محصولات در سیستان را این شهر بر عهده داشت. از طرفی باستان شناسان معتقدند: امكان تهیه‌ی بعضی از محصولات كشاورزی نام برده و در طول هزاره‌ی سوم پیش از میلاد در شهر سوخته وجود نداشت و تا آنجا كه اطلاعاتن جغرافیایی نشان می دهد سیستان در پنج هزار سال گذشته تغییرات آب و هوایی مهمی نكرده است تا شرایط زیست را بكلی دگرگون كند. تنها اتفاق مهم طبیعی، تغییر مسیر هیرمند می باشد كه نمی توانسته است تأثیر مهمی جز در كناره های بستر خود، بگذارد. از این رو می توان گفت: بعضی از محصولات كشاورزی از اطراف به این محل می‌رسیده است.

جامعه‌ی شهر سوخته

با توجه به دلایل و شواهد یاد شده این شهر طی هزاره‌ی سوم پیش از میلاد منطقه ای بزرگ با جمعیت زیاد بود كه به صو.رت شهر درآمد و احتمالاً نقش مركز ایالتی را بر عهده داشت . موقعیت جغرافیایی مساعد و شرایط خاص محیط طبیعی زیست امكان تجمعات بزرگ را در شهر سوخته فراهم آورده بود. مراكز فرهنگی كوچك اطراف چنین تراكم جمعیتی نداشته اند.

چنانكه گفتیم اوج شكوفایی شهر سوخته در دوره‌ی دوم بود كه وسعت شهر به حدود هشتاد هكتار می رسید، در صورتی كه در دوره‌ی اول این محل تنها بیست هكتار مساحت داشت. شهر سوخته به سه قسمت متمایز تقسیم شده بود.

بخش مسكونی كه در آن ، اغلب خانه ها غیر هندسی و نا مرتب‌اند و در دو طرف كوچه هایی با عرض 5/2 متر قرار گرفته اند. این خانه ها تقریباً چهار گوش و مربوط به دوره های دوم و سوم اند و معمولاً حدود 120 متر مربع مساحت و 8 تا 9 اطاق و یك اشپزخانه با تنورهای بیضی شكل دارند. و نیمی از اتاق ها ، دارای اجاق و یك ردیف سكوی دور تا دور هستند. شكل ساختمان ها و وجود بعضی عوامل مثل سكوها و طاقچه ها نشان دهنده‌ی نوعی زندگی مرفه است. وسعت این قسمت حدود پنجاه هكتار است.

بخش ذوزنقه‌ای شهر با حدود 25 هكتار مساحت، شمال غربی شهر را تشكیل می دهد . این ناحیه به خاطر اشیای مهم و زیادی كه ارائه كرده بخش صنعتی نام گرفته است.

 گورستان با 25 هكتار مساحت در جنوب غربی شهر قرار دارد. این محوطه حدود چهار متر از سطح شهر پائین تر می باشد و چند گودال بزرگ شهر را از آن جدا می كند.از این گودالها برای هدایت آب نیز استفاده می شده است. پیدا شدن لوله های سفالی بزرگ از گل مخصوص به نام ساروج با طرح و نقشه‌ی جالب برای هدایت آب نیز استفاده می شده است. پدا شدن لوله های سفالی بزرگ از گل مخصوص به نام ساروج با طرح و نقشه‌ی جالب برای آبرسانی در بخش پایین شهر و همچنین فاضلاب جداگانه و مجهز این فرضیه را تأیید می كند. گودالها حدود هشت هكتار مساحت دارند.

بیشتر اهالی به كارهای تولیدی صنعتی همانند سنگ تراشی، بافندگی، سفالگری و تجارت مشغول بوده‌اند. بخشی از سفال مورد نیاز در خود شهر تولید می‌شد و محل سفالگران در شمال شهر قرار داشت.مركز مهم كوزه گری ناحیه‌ای در تپه‌های رود بیابان در 29 كیلومتری شهر بود. كوره‌ها مانند خود شهر مربوط به دوره سوم‌اند.  شواهد موجود وجود صنعت گران و كارگران تمام وقت را تأیید می‌كنند. مدرك در دست نشان می دهند در دوره‌ی دوم به علت گسترش فعالیتهای تولیدی، صنعت گران محل خود را درخارج شهر متمركز كرده بودند، مثلاً كوزه گری به تپه های رود بیابان و فلز كاری به سیستان افغانی در چند كیلومتری شهر نقل مكان یافته بودند.

این شهر در هزاره سوم ق.م. بزرگترین مركز استقرار تمدن‌های منطقه ای جنوب مركزی آسیای غربی شد. وسعت شهر و اشیای مكشوفه حكایت از واقعی بودن آن دارد.

شهری كه دو عامل اصلی؛ یعنی جمعیت و تولید را داشت. فقدان آب كافی میان سیستان و قندهار تا فاصلة 450 كیلومتری، این محل (حاشیه‌ی هیرمند و سواحل دریاچه‌ی هامون) رابه صورت یكی از بزرگترین مراكز پرورش دام در آورد.

به هر حال صد ها پیكره‌ی گلی وسفالی از جانوران ، استخوان بعضی حیوانها، اشیای زیاد و مدارك با ارزش دال بر تولیدی بودن و امنیت آن جامعه است . خلاف بیشتر محل های باستانی، ابزار جنگی بندرت در آن پیدا شده است. صرف نظر از گلوله های گلی فلاخن كه مورد استفاده‌ی آنها دقیقاً روشن نیست، هیچ شیئی دیگری مؤید جنگی بودن این شهر نیست.

متروك شدن شهر سوخته بعلت خشك شدن دلتای هیرمند و كوچ اهالی به مناطق دیگر بوده است. هر دو آتش سوزی در سالهای 2700 و 1800 پیش از میلاد در آن پیش آمد.

 

 


برچسب ها :بوم شناسی ,شهرسوخته ,سنگ شناسی ,سفالگری ,كوزه گری ,

author نوشته: سعید طهماسبی دهكردی date تاریخ: سه شنبه 1 دی 1388 date نظر